یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه یه نامردی اشکاتو ببینه وبهت بخنده !؟
گفتم اگه بارون نیومد چی ؟….
گفتی اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمون گریش میگیره….
گفتم یه خواهش دارم. وقتی آسمون چشمهام خواست بباره تنهام نذار…
گفتی: چشم !!
حالا امروز من دارم یه گوشه ی خلوت گریه می کنم اما آسمون نمی باره….
تو هم اون دور دورا ایستادی و داری به من می خندی..!!
آخه چرا ؟مگه گناه من چیه ؟
نظرات شما عزیزان:
سحر طباطبایی 
ساعت21:09---20 آذر 1391
سلام عزیزم
وبلاگ خوبی داری
خوشحال می شم به منم سر بزنی و اگر دوست داشتی تبادل لینک کنیم
|